ما مسلمانیم

با علم و آگاهی اسلام را برگزینیم

ما مسلمانیم

با علم و آگاهی اسلام را برگزینیم

اصطلاحات علم حدیث(۲)

**تذکر** احادیث یا با تعداد سندهایی به ما می رسند که قابل شمارش نیست، که در این صورت به آن  متواتر گویند. یا اینکه اسناد آن قابل شمارش است، که از آن به اسم حدیث آحاد نام برده می شود.

تعریف حدیث متواتر: پی در پی بودن را در لغت، متواتر گویند. اما در تعریف، به حدیثی که راویان بی شماری آن را روایت نمایند به طوری که امکان نداشته باشد گروه انبوهی در جایی جمع شده و چنین دروغی را بیان دارند. 

شرایط حدیث متواتر:  

1.  راویان آن از 10 نفر کمتر نباشد.

2.  این 10 نفر در هر طبقه ی حدیث یافت شوند.

3. امکان نداشته باشد دروغ بگویند.

4. حدیثشان در هنگام روایت یا تدریس، حسی و نقلی باشد نه عقلی. مانند سمعنا(شنیدیم)، رأینا(دیدیم) و یا لَمَسنا(لمس کردیم). 

حکم حدیث متواتر: دانش قطی و یقینی را به ما می رساند. و انکار کننده آن کافر است و عمل به 

آن واجب است. 

ادامه مطلب ...

آیه ی۳ سوره ی فاتحه

الرَّحْمنِ الرَّحِیمِبسیار رحمتگرِ بسیار مهربان.

چنانکه قبلا هم ذکر نمودم، انسان بعد از شنیدن اوصاف ذات قدرتمندی به نام الله که بر تمام موجودات آسمانها و زمین تسلّط کامل دارد و روزی دهنده و مدبر همه ی کائنات است، خواسته یا ناخواسته دچار اضطراب و نگرانی شده و فکر می کند که با کوچکترین سرپیچی و بی خبری از خداوند،گرقتار عذاب می شود. در حالی که پروردگار عالمیان مانند انسانها حس انتقام جویی زود رس و فوری ندارد. بارها و بارها بر گناهان قلم عفو می کشد. لذا بعد از معرفی خویش می فرماید، بسیار رحمتگر و بسیار مهربان است. و در قرآن آیات زیادی را بیان داشته که دلالت بر رحم و بخشندگی می کند. و رحمت وی تنها منحصر در انسانها نیست. زیرا او بر تمام مخلوقات از درشت ترین تا ریز ترین آنان رحمت دارد. چنانکه می فرماید: 

 

وَرَحْمَتِی وَسِعَتْ کُلَّ شَیْءٍ. اعراف. و رحمتم همه چیز را فرا گرفته است(157).  

و نیز آیه: رَبَّنَا وَسِعْتَ کُلَّ شَیْءٍ رَّحْمَةً وَعِلْماً. پروردگارا رحمت و دانش [تو بر] هر چیز احاطه دارد(7). 

 و در حدیث آمده: أَنَّ أَبَا هُرَیْرَةَ قَالَ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ یَقُولُ جَعَلَ اللَّهُ الرَّحْمَةَ مِائَةَ

 جُزْءٍ فَأَمْسَکَ عِنْدَهُ تِسْعَةً وَتِسْعِینَ جُزْءًا وَأَنْزَلَ فِی الْأَرْضِ جُزْءًا وَاحِدًا فَمِنْ ذَلِکَ الْجُزْءِ یَتَرَاحَمُ الْخَلْقُ حَتَّى

 تَرْفَعَ الْفَرَسُ حَافِرَهَا عَنْ وَلَدِهَا خَشْیَةَ أَنْ تُصِیبَهُ . بخاری. کتاب الأدب. باب، جعل الله الرحمة مائة جزء.

ابو هریره می گوید: از رسول الله صلی الله علیه و سلم شنیدم که می فرماید: خداوند رحمت و مهربانی را صد قسمت گردانده است. 99 جزء را نزد خویش نگه داشته و یک جزء را به زمین فرستاده است. پس به خاطر همین یک جزء است که مخلوقات به یکدیگر ترحم می کنند. تا جائیکه اسب سُمش را از روی بچه اش بلند می کند که مبادا به او آسیبی برسد. وکلمه رحمن در دنیا بر تمام مخلوقات اعم از مسلمان و کافر و دیگر مخلوقات دلالت دارد، وعلاوه بر این در قیامت هم شامل مؤمنان می گردد. بنا به دلیل آیاتی که در پاراگرافها ی قبل بیان داشتم. اما رحیم بر بندگان مؤمن در قیامت دلالت دارد. چنانکه الله متعال می فرماید: وَکَانَ بِالْمُؤْمِنِینَ رَحِیمًا. احزاب. و به مؤمنان همواره مهربان است (43).

*و نکته مهم این آیه این است که خداوند دو اسم از اسمها و صفات خویش را نام برد، تا در آیه ی سوم هم توحید اسماء و صفات را ثابت نماید.

این هم توبه ی من !!!!(شعر)

 

کَرَم مَرغزار زیبای حیات است                                     ولی افسوس که در مردم کرم نیست

حرم من حیث معنا جای پاکی است                           ولی هیچ کس به پاکی در حرم نیست

خداوندا "ولی" مجنون کویَت                                            بهل دنیا که گویا در برم نیست

  امید و ترس و اُنس و هستی من                                     فقط از تو دگر کس لاجرم نیست                   به جز تقدیم سر در بارگاهت                                           بدان هیچ آرزویی در سرم نیست

پریدن در هوای دوستی توست                                       برای حُب کَس بال و پرم نیست

همه آدم پرستند نزد مخلوق                                       به جز قرآن و سنت رهبرم نیست

تو گفتی توبه نزدم خوش قبول است                            بدان جز توبه چیزی در برم نیست

شهان را پَرّ قدرت در دو سو است                                 تو دانی جز عقیده شهپرم نیست

شهان را تاج باشد لیک دروغین                                        به جز الله من تاج سرم نیست 

                                                    

                                         

یکی گفته بود .....(شعر)

آن کس که تو را شناخت جان را چه کند؟                فرزند و عیال و خانمان را چه کند؟ 

 دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی                      دیوانه ی تو هر دو جهان را چه کند؟ 

   من می گم                                                                                          

آن کس که تو را شناخت جان را بدهد                             فرزند و عیال و خانمان را بدهد

هشیار کنی هر دو جانش بخشی                                هشیارِ تُو باز، هر دو جهان را بدهد

چون او فقط تو را خواهد و بس                                   پس خوب بدان هر چه بخواهی بدهد. 

 

صدایم را می شنوی پس.....

 islamic

بار الها:

تو کلامم را می شنوی، و جایگاهم را می بینی، و آشکار و پنهانم را می دانی، هیچ کارم بر تو پوشیده نمی ماند، منم فقیر بیچاره ی فریاد خواهِ پناهنده ی ترسو. اقرار کننده ی به گناهانم. بسان مسکینان از تو می طلبم، و همانند گناهکار ذلیل و خوار، آه و ناله می کنم، و مثل ترسویی کور تو را می خوانم، منم آنکسی که گردنش را برایت پایین انداخت، و اشک چشمانش برایت جاری است، و جسمش برای تو لاغر گشته، و بینی اش را برای تو به خاک می مالد.

معبودا:

مرا در طلب نمودن خود بدبخت و بیچاره مگردان. با من مهربان و رحمتگر و رؤوف باش. ای بهترینِ مسئولان، و ای بهترین دهندگان.

شهاب سنگها چه کسی را هدف گرفته اند؟؟؟؟؟

و جَعَلنَاهَا رُجُوماً لِلشَّیَاطِین.                             سوره مُلک:۵

و ما آن (شهاب سنگ) را برای زدن ستون شیاطین قرار دادیم.

إلّا مَن خَطِفَ الخَطفَةَ فأتبَعَهُ شِهابٌ ثاقِبٌ. صافات:۱۰

مگر شیطانی که ناگهانی حرفی را بدزدد که شهاب سنگی سوزان او را تعقیب می کند.

وَ حَفِظناها مِن کُلّ شیطانٍ رَّجیمٍ. إلّا مَنِ استَرَقَ السَّمعَ فأتبَعَه شِهابٌ مُبینٌ. حِجر:۱۷ و ۱۸.

و ما آن( آسمان) را از هر شیطان رانده شده ای حفظ کردیم. مگر شیطانی که دزدیده گوش کند که( در این صورت) شهابی آشکار او را دنبال می کند.

  

در هر جایی نسبت به این شهاب سنگها اعتقادات خاصی وجود دارد. و این اعتقاد از دیر باز در بین مردم موجود بوده است. حتی قبل از اسلام.

یعنی اعراب جاهلیت معتقد بودند که این سنگها به خاطر به دنیا آمدن و مردن افراد بزرگ می افتاده است. حتی در بعضی از مناطق کشور ما هم این اعتقاد مرسوم است.

لیکن رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید: هر گاه الله متعال در آسمانها دستوری را صادر می فرماید، فرشتگان هر آسمان آن دستور را به فرشتگان آسمان پایین تر اعلان می کنند، تا اینکه به آسمان دنیا می رسد.

حال شیاطین برای اینکه حرف های آسمانی را به جادوگران و کاهنان  دنیا برسانند و با آن بین مردم مشکل ایجاد کنند، بر دوش یکدیگر سوار شده تا به آسمان می رسند. سپس هر کلمه ای را که بشنوند به شیطان پایین تر از خود خبر می دهند. در پایانِ این عملیات، گاهاً قبل از برخورد شهاب به ستون شیاطین، خبر به کاهن یا جادوگرِ زمین که تحت فرمان جنیات و شیاطین است می رسد. این جادوگر یک کلام حق را که از غیب به این وسیله به او رسیده با صدها دروغ دیگر مخلوط کرده و به خورد مردم می دهد.

هَل أنبِّئُکُم عَلی مَن تَنَزّلُ الشَیاطینُ. تنزّلُ عَلی کلِّ أفّاکٍ أثیمٍ. یُلقُونَ السّمع وَ أکثَرُهُم کاذِبُونَ. ( شُعَراء: ۲۲۱-۲۲۳).

آیا شما را آگاه کنم بر اینکه شیاطین نزد چه کسانی فرود می آیند. پیش هر دروغگوی بزه کار. حرفها را (دزدیده) می شوند و اکثرشان دروغگویند.

لذا الله متعال برای حفظ اعتقادات مردم و محافظت از آنان با شهاب سنگها این ستون شیاطین را قطع می کند تا خبر به زمین نرسد.

پس اعتقادت را سالم کن و شک نکن.

و نیز خدایت را سپاس بگذار که تو در خوابی و او از تو مراقبت می کند.

اسلام آوردن پدر زن پیامبر صلی الله علیه و سلم(شعر)

چند سال از بعثت پاک پیمبر می گذشت             لحظه های پر ز آشوب و حراس از سر میگذشت

در فضای پر ز ظلم و سرکشی در شـهر نور            در فضای جاهلیـــــیت بین مــــــردانــــــی شرور

ظلمت و تاریکی از هر سوی این شهر میدوید        نا خدا گاه در سپــــــیده دم برقـــــــی می جهید

در میان نور آفتــــــاب هدایت گــــاه گــــاه                 شیر مردانــــی تهمــــتن می رسید از گَرد راه 

این یکی فردیست بس باقدرت و شوکت و جاه           می ربا یــد زهره ی هر آدمـــــــی با یک نگاه

بارها از دست او اسلام ظلــــــم ها دیــده بود              از زمین پرخسش هر روز خارها چیده بود

لیک او با نفس خود هر روز درجنــــگ و ستیز                 محترم بود در دلش آداب و اخلاقی مریض

لذت شهوات دنیا هستی و لهـــــــو لعب                       پا فشاری مسلمان در عقیده یا عجب!!!!

استقامت در قبال ضرب و شتم و ناسزا                     این شکوک و شبه ها از قبل بودَست در قضا

در شبی تاریک تقدیرش بِبُرد سوی حرم                     چون خداوندش مقرر کرده بود فضل و کرم

ادامه مطلب ...

باید در اخلاق مسلمان باشم

 

هدف اساسی رسالت اسلامی اخلاق نیک است. چنان که رسول اکرم صلی الله علیه و سلم از آن در حدیث گهربارشان چنین تعبیر می کنند: إنّمابُعثتُ لأُتَمِّم مَکارِمَ الأخلاق». أحمد. براستی مبعوث شده ام تا اخلاق نیک را کامل و تمام نمایم. و این فرموده را آیه ی کریم مؤکد تر می کند:  

 

الَّذِینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآَتَوُا الزَّکَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ (41) حج. کسانی که چون ایشان را در زمین قدرت بخشیم، نماز را بر پای دارند و زکات را بپردازند . به کار شایسته دستور دهند و از زشتی باز دارند، و سرانجام امور از آنِ الله است.

اخلاق کریم دلیل ایمان و ثمره ی آن است. ایمان بدون اخلاق بی بها است.سنگین ترین عمل در میزان حسنات انسان اخلاق است و کسی که بد اخلاق شد و عملکردش زشت گردید، نسبش او را بر دیگران مقدم نمی کند. اخلاق نیک نتیجه ی عبادات اسلامی است. و بدون آن فقط احساسات و حرکات بی معنا و بی فایده باقی خواهد ماند. در مورد نماز آمده که:  

وَأَقِمِ الصَّلَاةَ إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْکَرِ(45) عنکبوت. نماز را بر پای دار که نماز از زشتی و بدی باز می دارد.

در باره روزه چنین آمده: الصِّیَامُ جُنَّةٌ فَلَا یَرْفُثْ وَلَا یَجْهَلْ وَإِنْ امْرُؤٌ قَاتَلَهُ أَوْ شَاتَمَهُ فَلْیَقُلْ إِنِّی صَائِمٌ .                                                      بخاری و مسلم.

روزه سپر است (روزه دار) حرف زشت نگوید و نادنی نکند و اگر کسی با وی درگیر شد یا دشنامش داد باید بگوید، من روزه دارم( یعنی اجازه بد اخلاقی ندارم). در مورد حج چنین می خوانیم:  

 الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومَاتٌ فَمَنْ فَرَضَ فِیهِنَّ الْحَجَّ فَلَا رَفَثَ وَلَا فُسُوقَ وَلَا جِدَالَ فِی الْحَجِّ  

(197) بقره. حج ماههای مشخصی است. پس کسی که در این ماهها حج بر او واجب گشت،  در حج حرف بی هوده نزند و کار زشت و درگیری نکند ( یعنی اخلاق نیک).

 لذا بارزترین اخلاقی که یک مسمان باید از آن بهره مند گردد این است که:

 

ادامه مطلب ...

مدح رسول صلی الله علیه و سلم

حبیــــب خدا برتـــــــرین خلق رب                        رسولی  امیـــــــــن  و یتیم عرب

شبانگاه به  سجده در  ایام  دهر                         کلامش چه زیبا ، دُراست و گهر

مجاهد به جنگ و به خانه رفیــق                         لبش پر ز تسبیح  در  ایام   ذیغ

 به دشمن خشن مومنان را عزیز                         زاو درس گیرمـــومن آبــــرو مـریز 

"شجاعی" بخواهی بر او بر شوی                        برِ دین  ببایـــد که  پــرپــر  شوی

  

فداک أبی و أمی یا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم

اسلام و درمان افسردگی

  بیمار ی اس ام                        (آنچه گذشت..... گذشت بیخیال) 

  

یاد آوردن گذشته و گلاویز شدن با آن و پیش چشم گرفتنش و اندوهناک شدن با بحرانهای آن نادانی و دیوانگی و کُشَنده  ی اراده و نابود کننده ی زندگی کنونی است. پرونده ی گذشته در نزد هوشمندان بسته شده و دیگر مورد بحث نیست.‌ برای همیشه به تک سلول فراموشی سپرده شده ،‌ با طنابهایی محکم در زندان عقیم بسته شده و هرگز رهایی نخواهد یافت ،‌ به تاریکی گرفتار آمده و دیگر نور را نخواهد دید ،‌ چون رفته و پایان یافته است ،‌ نه اندوه او را بر می گرداند ،‌ نه هم و غم اصلاحش می کند ، نه کدورت دوباره زتده اش می گرداند . در کابوس گذشته و زیر بالکن از دست رفته زندگی نکن . خود را از تَوَهُم گذشته بیرون کن. آیا می خواهی آب ریخته شده و خورشید غروب کرده را دوباره به جایگاهش بر گردانی؟

میخواهی بچه را دوباره به شکم مادر برگردانی ، و شیر را به پستان ، و اشک را به چشم ؟ . تو با درگیری با گذشته، و پریشانی از دست او ، و سوختن در آتشش ، و تحمل مشکلاتش ، با وضع اسف بارِ بحرانیِ ترسناکِ مخوفِ دردآوری زندگی می کنی .

مطالعه ی دفتر گذشته نابود کردن زمان حال است . نابود کننده تکاپو است . متلاشی کننده ساعتی است که در گِرَو توست . خداوند داستان امتهای گذشته و کردارشان را بیان داشته سپس می گوید : ((  تِلکَ أُمَّةٌٌ قَد خَلَت )) آن امتی بود که گذشت . کار پایان یافت و تمام شد . شرح و تفسیر جسدِ زمان ، و برگرداندن گذر زمان ،  بی معناست .

کسی که دوباره به گذشته بر می گردد ، بسان کسی است که خمیر را دوباره بسازد ؛ حال آنکه قبلاً خمیر شده . یا همچون کسی است که خاشاک پراکنده شده را دوباره می پراکند . در قدیم به کسی که بر زمان ماضی می گریست ، می گفتند : مرده  ها را از قبرشان بیرون نکن . آنان که به زبان بهائم سخن می گفتند به الاغ گفتند چرا نترس و شجاع هستی ؟ گفت : دروغ را ناپسند می دارم. 

بلایی که گریبانمان را گرفته این است که در زمان کنونی ناتوانیم و به گذشته سرگرم . کاخهای زیبایمان را  بی معنی می دانیم و به زیباییهای پوسیده ی دور دست تشویق می کنیم . ولی اگر جِنها و انسانها جمع شوند و بِخواهند گذشته را بر گردانند ، هرگز نخواهند توانست زیرا این کار جزو محالات است .

انسانهای با خرد به پشت سر نگاه نمی کنند و متوجه پشت نمی شوند ، زیرا باد به سمت جلو می وزد و آب به جلو می غلتد ، و قافله ی ترقی به پیش می تازد . پس با قانون زندگی نستیز .